من به چشمان تو مي انديشم
و به تکرار هزاران دست که تورا مي نوشند
و به شهري که تورا با همه خوبيهايت
به چراغان دروغين شبانش بخشيد
و به دستان تو اموخت که تسليم شوي
و به غمبارترين لحظه ي خويش
که شکستي در من
و شکستم در خويش....